تبليغاتX
زخــم عـتـیـق

 باور کن! باور کن که رفته­ام. باور کن که تنها مانده­ای. باور کن که بی"فاطمه"شده ای. این را باور کن. باید باور کنی و می­دانم که حق داری اگر نمی­توانی باور کنی. من هم باور نکرده­ام آن روز را که تو آمدی و کنارم نشستی و گفتی که سلامت را جواب نمی­دهند و چقدر برایم سخت بود.

در دریای چشم­های طوفانیت غرق بودم و بغض گلویم را گرفته بود و در دل بارها سلام تو را جواب دادم تا بدانی که هنوز هستم... که دست مجروحم را به کمک دست دیگرم بالا بیاورم و اشک از چشم تو پاک کنم. هنوز هستم که سرم را به زانو بگیری و درد دل کنی و من پهلویم درد بگیرد و رویم نشود با تو حرفی بزنم...

علی! من فاطمه ام... همان فاطمه­ای که شبها او را با خود می­بردی و از مهاجر و انصار کمک می­خواستی و صد افسوس که حقیقت را بر مصلحت ترجیح ندادند و به غار خزیدند و خورشید را به فراموشی سپردند.

علی! امشب دیگر با تو می­گویم... می­گویم که شب­ها از درد خوابم نمی­برد و حتی یکبار فریاد نزدم که مبادا از فریادم احساس غربت کنی و تنهایی­ات بیشتر شود. می­دانی چرا اینقدر مرگ فاطمه­ات به تأخیر افتاد؟! به خاطر تو... به خاطر تویی که تنها شده­ای. تویی که امشب زانوهایت تا شده­اند و کنار قبر من نشسته­ای و انگار فراموشت شده است که حسین خوابش نبرده است و تنهای تنها! هم ناله چاه و نخلستان!  

حق داری... حق داری که انگشت­هایت را در خاک­های تازه قبری فرو کنی و بر آن چنگ بزنی. حق داری... و سلمان و اباذر و مقداد حق دارند که ناله علی را بشوند و ماه حق دارد که چهره­اش را بپوشاند و خاک قبرم را تاریک کند و نگذارد که کسی اشک تو را ببیند. حق داری! " حق " با توست و تو با "حقی" ...

و باور نکن... باور نکن اگر می­گویند تو را "جنین در خود پیچیده ".تو جان فاطمه­ای! تو هستی فاطمه­ای! آرامش فاطمه ای ... گنج فاطمه ای و من امشب چگونه بی تو بودن را تحمل کنم؟ گریه کن! اما نه بر خود که بر منبر فاطمه که بی­علی شده است. بر من که بی تو شده­ام. علی من! یادت هست که تنها بودم؟

در کوچه بنی­هاشم را می­گویم، آن روز تلخ. می­دانم که یادت هست. هنوز دیر زمانی نگذشته است. آن روز حتی سلمان و اباذر و دیگران را هم به کمک نخواستم تا ثابت کنم که با پهلوی شکسته و با دست مجروح و صورت سیلی خورده هم نباید دست از امام زمان کشید. "تنها" دفاع کردم تا بدانند که در آن کوچه یک نفر هم به کمک من و تو نیامد.

... و پوشاندم صورتم را از نگاهت و پهلوی مجروحم را از چشم زینب و اشک­هایم را از حسن و حسین. آن شب که ام­کلثوم آرام کنارم آمد و صورتم را بوسید. چشم باز نکردم و گذاشتم فکر کند که مادر را غافلگیر کرده است.

... اما تو فهمیدی. این را از نگاهت دانستم. از زود به خانه آمدنت و تا دیر وقت بیدار ماندنت. از نگاه­های نگرانت و از چشم­های عذرخواهت که این همه را از خود می دیدی... اما اینها از تو نبود." به خاطر تو " بود. این دو با هم فرق دارند.

علی دلم می­خواهد تا صبح با تو حرف بزنم و درد دلم را بگویم. اما باید بروی که حسین بهانه مرا گرفته است و زینبم کوچکتر از آن است که آرامش کند! برو... دست خدا و اشک فاطمه به همراهت... دل فاطمه به همراهت ...

علی من! مهربان فاطمه! خدانگهدار...

 

            

+سخنرانی حضرت فاطمه زهرا(س) در مسجد مدینه-قسمت اول

+سخنرانی حضرت فاطمه زهرا(س) در مسجد مدینه-قسمت دوم

+واقعه غمبار فدک...

+زخمهای گل شقایق(ویژه نامه شهادت حضرت زهرا(س))

+ نوشته شده توسط نگار نقشینه در شنبه 18 خرداد1387 و ساعت 1:1 |

نظر به اهمیت تعیین دقیق قبله و مطرح نمودن کاربردهای دانش آسمانی اختر شناسی و محاسبات آن در زندگی روزمره و بر طرف کردن حوائج فردی و اجتماعی به ویژه برای بدست آوردن اطلاعات دقیق امور شرعی که به دقتهای لازم  در آن  تاکید  شده  است ( از جمله  به مبحث اوقات شرعی، آغاز و پایان ماههای قمری و سمت قبله و ... می توان اشاره کرد)، خبر زیر به آگاهی عموم می رسد :

دو بار در سال یکی در روز 7 خرداد و دیگری در روز 25 تیر ماه ، میل خورشید با عرض جغرافیایی مکه منطبق شده و درهنگام ظهر و یا درحقیقت همان زمان رسیدن خورشید به سمت الراس ، برخانه کعبه درمکه معظمه عمود می تابد. علاقمندان می توانند با قرار دادن شاخصی در زمین و با امتداد خلاف جهت سایه آن ، برای شناخت جهت صحیح قبله در زمانی مشخص، اقدام کنند. لذا می توانید در روز سه شنبه ۷ خرداد اقدام به این مهم نموده و با قرار دادن شاخصی همچون چوب و یا یک میله  در  زمین  در ساعت ۱۳:۴۸ (به وقت تابستاني ايران) به خلاف جهت سایه توجه نمایید که نشانگر نقطه دقیق سمت قبله در آن مکان می باشد.

نظر به اهمیت موضوع این مطلب را برای دوستان خود لینک کنید !

التماس دعا ...

منبع خبر : انجمن نجوم آماتوری ایران  

+ نوشته شده توسط نگار نقشینه در دوشنبه 6 خرداد1387 و ساعت 14:21 |
 از اونجایی که خیر خیلی هیجان انگیزه عین خبر رو میارم :

گروه ايراني يك سايت نظامي اسرائيل را هك كرد

خبرگزاري فارس: يك سايت نظامي اسرائيلي توسط يك گروه ايراني هك شد.

سایت نظامی اسرائیل موسوم به فانتوم توسط چند جوان ایرانی هک شد .

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، اين سايت نظامي اسرائيل "فانتوم" نام دارد كه براي ساعاتي توسط يك گروه هكري ايراني به نام گروه جهاد مجازي هك شد.
گروه جهاد مجازي اعلام كرد كه اين اقدام در شصتمين سالگرد روز نكبت (سالروز اشغال فلسطين) انجام شده است.
اين گروه اينترنتي هك شدن اين سايت نظامي اسرائيل را به روح شهيد عماد مغنيه (حاج رضوان) تقديم كرد.

 

وقتی خبر رو شنیدم خیلی خوشحال شدم . همیشه در ذهنم تصور روزی رو می کردم که یکی از سایت های اسرائیلی توسط جوانان حزب الله و یا مسلمانان دیگر کشورها هک بشه و امروز این اتفاق افتاد ... البته مدتی پیش هم خبر مشابهی در این زمینه شنیده بودم .

اما نکته جالبی که امسال برای من خیلی برجسته اومد اینکه امسال به میمنت! شصتمین سال تأسیس اسرائیل ملت جو گیر شده و همه سعی کردن از خودشون عکس العمل نشون بدن. حالا چرا مثلا پارسال که پنجاه و نهمین سالگرد بود چنین اتفاقاتی نیفتاد و یا اینکه آیا سال بعد که شصت و یکمین سالگرد است هم یادی از این روز نکبت خواهد شد یا نه، این سؤالی است که به نظر من باید از اساتید زبان شناسی و یا روانشناسی و یا ... پرسید !

و سؤال اساسی تر این است که بین همه این اقداماتی که در این چند روز انجام شد کدام یک بیشترین تأثیر را داشت :پخش فیلم بازمانده از شبکه اول صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برای شصتمین بار!(یه وقت فکر نکنین از سال اول اشغال فلسطین تا حالا سالی یکبار اون هم در سالگرد اشغال پخش شده ها...، اتفاقا چند سالی از ساخت این فیلم نمی گذره ولی خوب نظر به استقبال شدید بینندگان! و تقاضای پخش مجدد این فیلم و علی رغم میل باطنی دست اندرکاران و مسئولین صدا و سیما،مجبور به پخش این فیلم می شوند)،برگزاری همایش ها و سمینارهایی در این رابطه از جمله همایش چگونه به اسرائیل کمک می کنیم؟!، و یا هک شدن سایت نظامی اسرائیل توسط چند جوان ایرانی و یا ...

و من فکر می کنم تأثیر هیچ کدام از این اقدامات در روز نکبت به اندازه کاری که من و همسرم در این روز انجام دادیم نبود!!! شاید بعداً در این مورد بیشتر نوشتم و یا شاید از این به بعد دو نفری بنویسیم ...

تا بعد ...

+ نوشته شده توسط نگار نقشینه در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 و ساعت 23:35 |

خوشبختانه امسال دوستان بلاگر زیادی رو دیدم که برای سالگرد تاسیس اسرائیل سنگ تموم گذاشتن و سعی کردن حتی شده با گذاشتن یک پست مرتبط و یا یک عکس، از خودشون عکس العملی نشون بدن. شاید در ظاهر این طور به نظر بیاد که این جور کارها تاثیری نداره و باید در مقابل برنامه ریزی های چندین و چند ساله صهیونیستها ( و عوامل پشت پرده !) یک کار بنیادین کرد و ...

اما به قول بزرگی که گفته اش همیشه سرلوحه زندگی من بوده و سعی کردم تو زندگی ام به اون عمل کنم :

« به جای لعنت فرستادن به تاریکی ، بهتر است شمعی روشن کنی ! »

بگذریم...

اما بین همه پست هایی که دیدم به نظرم این یکی از همه تاثیرگذارتر باشه . با اجازه از صاحب وبلاگ و با وجود اینکه خودم از دیدن این عکس خیلی آشفته و پریشان شدم ، و البته با عرض معذرت از همه کسانی که روح لطیف و پروانه ای !!! دارن و تحمل دیدن چنین عکس هایی رو ندارن و آزرده خاطر میشن، این عکس رو می گذارم و از همه دوستان می خوام که فقط لحظه ای به عکس و آیه ای که در زیر اون آوردم بیاندیشند ...

             جنین لبنانی 

« بــِاَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ ؟! ... » 

 

تکویر - ۹

 

+ نوشته شده توسط نگار نقشینه در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 و ساعت 0:16 |

14 می 1948 ، یادآور نحس ترین وشرم آورترین روز در تاریخ بشریت است . روزی که در مقابل چشمان ( نه چندان بیدار ! )ملت ها و به خصوص مسلمانان ، رژیم منحوس و جعلی اسرائیل در قالب یک کشور مستقل !!! اعلام موجودیت کرد و این غده سرطانی ( به فرموده امام راحل (ره) ) در این روز شوم بر پیکره جهان اسلام پدیدار شد .

اما چگونگی تشکیل و اعلام موجودیت چنین دولتی به برنامه ریزی و توطئه در طی چندین قرن برمی گردد . یعنی از زمان شکل گیری اندیشه صهیونیزم و در پی آن پیدایش سازمان جهانی صهیونیزم !  

 ...

 

                           امام خمینی (ره): اسرائیل باید از بین برود ...

 

حتماً ادامه مطلب رو بخونین ...

 

و نیز در همین رابطه :

در خواست ۱۰۰ سازمان برای تحریم جشن ۶۰ سالگی اسرائیل

+ فلسطین در سالی که گذشت

+ رژیم صهیونیستی ، مهمان همیشه منفور

+ جشن ۶۰ سالگی و بحران هویت در رژیم صهیونیستی

+ بیانیه انجمن کلیمیان تهران در مورد کشتار مردم بی دفاع غزه

+ یهودیان ایران ارتباطی با اسرائیل ندارند !

+ رژیم صهیونیستی در پایان راه است

+ چگونه به اسرائیل کمک می کنیم ؟!

 

           چگونه به اسرائیل کمک می‌کنیم؟!...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نگار نقشینه در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 و ساعت 23:18 |

در یـک بـهـار سبـز خوشایـنـد مـی رسـی ... بیا که صاف شود این هوای بارانی !

یـــک روز در اواخـــر اسفــنــد مـی رســی

وقتی که دسته دسته کبوتر به اذن عشق

از آسـمــان فـــرود بــیــایــنــد مــی رســی

از نـسل ارتـفـاعـی و از پــشــت آســمــان

بـی هـیچ واسـطـه بـه خـداونـد مـی رسی

در ایـن سـکـوت سـرد تـو را داد مــی زنــم

پـس کی به داد مـردم در بـنـد مـی رسـی

تـا یــازده شـمــاره بــرایــــت شـمـــــرده ام

با این حـسـاب بـا عـدد چـنـد مـی رســـی

از پــــشــت روزهـــای مــه آلـــوده زمــیـــن

می بینمت که با گل و لبخند می رسی ...

 

 

نهم ربیع الاول ، آغاز امامت قائم آل محمد ، مهدی موعود (عج) بر همه عاشقان آن حضرت مبارک !!! 

+ نوشته شده توسط نگار نقشینه در دوشنبه 27 اسفند1386 و ساعت 11:32 |

چند وقتی بود که به دنبال مقاله ای تخصصی در ارتباط با یکی از دروس بودم . حالا از این قضیه بگذریم که چند روزی بود که اکانت دانشگاه در سایت های علمی غیر فعال شده بود و کلا اینترنت دانشکده مون داغون بود و همه کلافه بودیم . تا جایی که دیگه یاهو هم بالا نمی اومد !!! ( دیگه چه برسه به نقشه و فیلم و عکس و تصاویر ماهواره و ... )

 و بالاخره بعد از این همه مدت که از شروع ترم جدید می گذره ، امشب تونستم به یک مقاله نوعا بی نظیر دست پیدا کنم ! بی نظیر نه از جهت بار علمی ؛ که دیگه اونقدرها هم وارد نیستم که در عرض چند دقیقه بخونم و ترجمه کنم و نظر کارشناسی هم بدم ! از این جهت گفتم بی نظیر که مؤسسه ( دانشکده ) منتشر کننده این مقاله ، دانشکده تکنولوژی در شهر حیفا ، در اسرائیل است !!!

به کلمات خط کشیده توجه کنید!

 

به یاد دو سال پیش افتادم . وقتی یکی از دوستانم رو ی پایان نامه اش با موضوع " مقاومت گندم در برابر شوری و خشکی " کار می کرد ، بهترین مقالات و نظریات از دانشگاه اسرائیل بود !!! ( یادته زهره ؟! )

جالبه که من با موضوع سرچ کردم و  این مقاله جزء برترین ها اومد ! نمی خوام از روی تعصب نظر بدم . اما چرا بهترین و بی نظیرترین مقالات و نظریات در مباحث تکنولوژی و فناوری نباید مربوط به مسلمانان باشه ؟! حتما همگی دوران درخشان حکومت مسلمانان و پیـشرفت های علمی در اندولس را شنیدیم ...

تا حالا فکر می کردم با این رشته گل و بلبلی که دارم می خونم دیگه خبری از این منحوسین و ملعونین نیست ؛ آخه چرا من هر جا می رم باید یک ردپایی از اینها باشه ؟!

کمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک...

به خودم قول داده بودم که وقتی وارد این رشته شدم فقط و فقط به جنبه علمی اون فکر کنم و از این توهم توطئه ! ( به قول بعضی روشنفکرها !!! ) بیرون بیام .  اما چه کنم که نمی تونم نسبت به این مسائل بی تفاوت باشم . حالا هم عجیب علاقه مند شدم که ببینم این مقاله چه داشته که جزء برترین ها حساب شده ... اگر چیز به دردبخوری پیدا کردم حتما نتیجه رو اعلام می کنم !

 

... راستی تا حالا فکر می کردم بچه های دانشکده ما عجب بچه های مثبت و سر به زیر و ... ( خودمونیش میشه سیب زمینی ! ) هستند و همش سرشون به درس گرمه و اصلا الان ازشون بپرسی کی رئیس جمهوره نمی دونن و ... تا اینکه این ترم یک همکلاسی جدید برامون اومد . می دونین تا حالا کجا بود ؟!  زندان تشریف داشتن !!!  ایشون از دستگیرشدگان جریان 16 آذر امسال بودن و گویا سال قبل هم فعالیت هایی داشتن و .... خلاصه بگم همین یکی رو کم داشتیم !

 

+ نوشته شده توسط نگار نقشینه در پنجشنبه 23 اسفند1386 و ساعت 1:51 |

این نه یک داستان است و نه یک توهم ، این یک حقیقت است (1) :

یکی از ویژگی های مهم یهودیان که در قرآن بارها به آن اشاره شده است" کشتن انبیاء الله " است . (2) و عجیب آنکه کشتن پیامبران آنقدر در بین آنها معمول شده بود که صورت طبیعی به خود گرفته بود . چنانچه در روایات است که یهود مابین طلوع فجر تا طلوع آفتاب! هفتاد پیامبر را سر می بریدند و سپس دکانهای خود را باز می کردند . مثل اینکه هیچ اتفاقی نیافتاده است . (3) از جمله پیامبرانی که به دست یهود به قتل رسیدند « یحیی(ع) » و « زکریا(ع) » بودند که فقط به خاطر اینکه آنها را از فحشاء ومنکرات منع می کردند مستحق قتل شدند ! بنی اسرائیل حتی نقشه قتل هارون ( برادر حضرت موسی(ع) یا به قول خودشون موشه ربنو! ) را نیز در سر داشتند و برای عیسی (ع) چوبه های دار نصب کردند و...

و از همه شنیع تر اینکه آنها حتی پیامبر اسلام را نیز شهید کردند . چنانچه در تواریخ می نویسند :

« پس از فتح خیبر (4) ، همسر یکی از یهودیانی که به ظاهر اسلام آورده بود ( سلام بن مشکم ) ، طعامی از گوشت گوسفند مهیا کرده و به خدمت رسول اکرم (ص) فرستاد . پیامبر که هیچ وقت عادت نداشتند غذا را تنها میل کنند یکی از یاران خود به نام بشر بن براء را نیز دعوت به طعام کرد . بشر هم دست برده و قطعه ای از گوشت را تناول کرد . اما همین که پیامبر گوشت را در دهان خود گذاشتند و مقداری از آن را جویدند، یک مرتبه لقمه را از دهان انداخته و فریاد زدند :"به خدا قسم که این گوشت به من خبر می دهد که او مسموم است ." ولی آن زهر آنقدر قوی بود که بشر را در همان جا به قتل رسانید و پیامبر را پس از چند هفته بیماری شهید کرد ... معروف این است که پیامبر در کسالت وفات خود می فرمود :" این بیماری از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی پس از فتح برای من آورد ." زیرا اگر چه پیامبر اولین لقمه را بیرون انداخت ولی آن زهر خطرناک با آب دهان پیامبر مخلوط شده و روی دستگاه های بدن آن حضرت اثر خود را گذاشت ...(5)

 

السلام علیک یا حسن ابن علی

السلام علیک یا رسول الله

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهادت جانسوز پیامبر اعظم(ص) و سبط اکبرش حضرت امام حسن مجتبی(ع) بر تمامی شیعیان و دوستداران آن بزرگواران تسلیت باد .

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

(1) : منبع این مطلب : کتاب " دنیا بازیچه یهود " نوشته آیت الله سید محمد شیرازی

(2) : بقره 87 – بقره 91 – مائده 70 و ...

(3) : قصص الانبیاء

(4) : خیبر نام قلعه یهودیانی است که پیامبر در این غزوه آن را محاصره کرده بودند .

(5) : موقوف علماء الاسلام من الیهود ص 29 و مکتب اسلام شماره 3 سال نهم ص 162

 

 

 دم غروبی بغض سنگینی گلوم رو گرفته . عجیب یاد اون روز افتادم ! یاد اون روزی که بعد از اقامه نماز صبح در حرم پیامبر به همراه بچه های کاروان و حاج آقا رفتیم به سمت محل سقیفه ! عجب جایی بود . تو اون آب و هوای گرمی که یه بوته کوچک هم دوام نمیاره باغی ساخته بودند پر از درخت های بزرگ و گل های خوشگلی که تو تهرانش به زور گیر میاد ! از خود باغ که بگذریم کوچه های اطرافش چقدر تزیین شده و فانتزی بودند . خوب البته باید هم این طور می بود . از این محل وهابیون خاطره خوبی دارن! ولی نمی دونین که آدم اونجا چقدر دلش میگیره . اولین باری بود که از دیدن چنین منظره به ظاهر زیبایی! احساس تنفر می کردم ... و چقدر حاج آقا قشنگ حرف می زد . طوری که دو ساعت تمام بدون هیچ گونه احساس خستگی روی پا نشسته و سراپا گوش بودیم ...هنوز لغت به لغت حرفاش یادمه !

 

به نظر من شهادت پیامبر و ماجرای ثقیفه یکی از اون زخمهای عتیقه که آدم باید تا آخر عمرش برای اون سوگواری کنه ...

 

+ نوشته شده توسط نگار نقشینه در پنجشنبه 16 اسفند1386 و ساعت 18:9 |

سلام بر ساکن کربلا !

سلام بر آنکه فرشتگان آسمان بر او گریستند ؛

سلام بر آنکه نسل او همه از پاکانند ؛

 سلام بر سرور و سالار دین ؛

سلام بر آن گریبان های دریده ؛

سلام بر آن لبان خشکیده ؛

سلام بر آن جان های بلا رسیده ؛

سلام بر آن جسد های عریان مانده ؛

سلام بر آن پیکرهای تغییر رنگ یافته ؛

سلام بر آن خون های جاری ؛

سلام بر آن اعضای قطعه قطعه پیکرها ؛

سلام بر آن سرهای بالای نیزه رفته ؛

سلام بر آن زنان بیرون آمده از خیام حرم ؛

سلام بر حجت پروردگار عالمیان ؛

...

سلام بر تو ای مولای من !

و برفرشتگانی که بر گرد گنبد بارگاهت پرواز می کنند و بر اطراف تربت مزارت می گردند و در صحن و سرای آستانت طواف می کنند و برای زیارت تو وارد گشته اند .

سلام بر تو !

من به سوی تو رو کرده ام و امید رستگاری در پیشگاه تو دارم .

سلام بر تو !

سلام کسی که به حرمت تو آشناست ، و در ولایت و دوستی تو اخلاص می ورزد و با محبت تو به سوی خدا تقرب می جوید و از دشمنان تو بیزار است .

سلام کسی که قلبش از مصیبت تو جریحه دار و اشکش به هنگام یاد تو جاری است .

سلام کسی که در غم عزای تو مصیبت زده و اندوهگین و سر گشته و بیچاره گشته است .

سلام کسی که اگر با تو در کربلا می بود با جانش از تو در مقابل تیزی شمشیرها محافظت می نمود و نیمه جان ناقابلش را برای حفظ تو به چنگال مرگ می بخشید و در پیشگاهت جهاد می کرد ...

 

پس اگر روزگارن مرا به تأخیر انداختند و تقدیر الهی مرا از یاری تو بازداشت و نبودم تا با آنانکه با تو می جنگیدند بجنگم و با آنانکه به دشمنی تو برخاستند به دشمنی برخیزم (در عوض ) هر صبح و شام بر تو ندبه و زاری می کنم و بر تو به جای اشک ، خون گریه می نمایم . از روی حسرت بر تو و از سر سوز و تأسف بر مصیبت هایی که بر تو وارد گشت ؛ تا آن زمان که در اثر سوز جانفرسای مصیبت و غصه جانکاه و اندوه فراوان ، جان سپارم ...

 

                                                                                        فراز هایی از زیارت ناحیه مقدسه ۱

 

                        ... این الطالب بدم المقتول الکربلاء !

 

نمی دونم یادتون هست یا نه ؟! قرار عاشورایی مون رو می گم که از نیمه شعبان شروع کردیم و امروز یعنی روز اربعین آخرین روز قرار بود ... مهم نیست چند نفر یادشون موند و تا آخر قرار با ما بودن. مهم اینه که نگذاریم زیارت عاشورا برامون تکراری بشه ...

 همین !!! 

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 (1) این زیارتنامه و یا به عبارت بهتر اشکواره ای است از سوی امام عصر (عج) بر مصیبت جدش حضرت سیدالشهدا (ع) ، که طبق روایاتی مستند و محکم بر یکی از نواب خاصه آن حضرت وارد شده است . و در مفاتیح الجنان نیز آمده است . 

+ نوشته شده توسط نگار نقشینه در پنجشنبه 9 اسفند1386 و ساعت 9:23 |

 بالاخره با افشا شدن  اسنادی ، مشخص شد که چاپ مجدد یک کاریکاتور موهن علیه پیامبر اسلام که پنج شنبه گذشته به طور همزمان در 17 روزنامه دانمارک صورت گرفت ، قبل از هر چیز یک حرکت حساب شده از سوی لابی صهیونیستی برای تفرقه در میان مسلمان و مسیحیان بوده است .

شاید بعد از چاپ 12 کاریکاتور موهن از پیامبر اسلام که سال 2005 (1) در روزنامه های دانمارک صورت گرفت و خشم بسیاری از مسلمانان جهان را برانگیخت ، کمتر کسی به این موضوع فکر کرد که اندیشه این حرکت تفرقه انگیز از سوی " رانان لوری " ، کاریکاتوریست صهیونیستی هدایت می شود که اکنون به عنوان یکی از مسئولان اهدای جایزه کاریکاتور « دوستان سازمان ملل » از سوی این سازمان به فعالیت مشغول است . قلم های شیطانی 2

طبق اسناد منتشر شده ، لوری که خود را یک سربازان اسرائیلی می داند و در سال 1948 به جنگ با فلسطینیان نیز پرداخته است ، یکی از اهداف فعالیت خود را محو کردن حکومت های شیعی و اسلامی به وسیله هنر کاریکاتور اعلام کرده است . بر اساس گفته یکی از آگاهان به اسناد ، دانمارک با داشتن نشان صلیب روی پرچم خود ، به طور عمد برای چاپ این کاریکاتور های موهن انتخاب شده است تا با ایجاد تصور جنگ های صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان ، هر روز به این مقوله ، آتش بیشتری افکنده شود ! (2)

این کاریکاتوریست که عکس های وی همراه با سربازان امریکایی در جنگ عراق با این تیتر که یک هنرمند اسرائیلی می خواهد برای امریکا بجنگد چندی پیش منتشر شده است ، در سال 2006 و پس از جنجال جهانی برای چاپ این آثار موهن که با مخالفت بسیاری از هنرمندان جهانی همراه بود ، اولین کسی بود که با هدف حمایت از کاریکاتوریست های دانمارکی به این کشور سفر کرد و  اعلام کرد که  از کاریکاتوریست های این کشور حمایت کرده و از اهدای جایزه ای ویژه به کاریکاتوریست های این کشور خبر داد.

 بر اساس اسناد موجود یکی از اهداف این کاریکاتوریست از اهدای این جایزه  تحت عنوان جایزه سیاسی لوری با آرم پرچم سازمان ملل ( که تمام کشورهای عضو به آن حق عضویت می پردازند! ) ، شناسایی کاریکاتوریست های مخالف نظام های اسلامی و به ویژه موافقان و طرفداران سیاست های اسرائیل در منطقه است که بر همین اساس می توان به اهدای جایزه سیاسی لوری به یک هنرمند فلسطینی در سال پیش اشاره کرد که در آثارش همیشه به صلح اعراب و اسرائیل اشاره می کند . سال گذشته نیز کاریکاتوریستی از ایران در بی خبری صرف داخلی و جنجال خارجی برگزیده این جایزه شد !!! ...

 

منبع : روزنامه جام جم

+ مطلبی در همین زمینه به همره عکس های بسیار جالبی از رانان لوری به همراه آریل شارون و مناخیم بگین و کوفی عنان و نیز در جنگ ۱۹۴۸

 

+ ونیز در مجله موعود

 

+ سایت شخصی جناب رانان لوری به همراه زندگی نامه کامل آن ملعون و همچنین عکس های بیشتر

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

(1)  به سال ذکر شده توجه کنید : 2005 !!! اما چرا ما مسلمانان این موضوع را سال 2007 متوجه شدیم و بعد از دو سال از انتشار این کاریکاتورها تازه به فکر تظاهرات و راهپیمایی ( البته بعد از برپایی نماز جمعه و در حالی که در حال سوار شدن به اتوبوس ها و اتومبیل های خود بودیم !!! ) افتادیم ...

به راستی طرفداران نظریه توهم توطئه ، زمان هتک حرمت به حرمین عسگریین در حال برنامه ریزی برای کدام نقشه شوم خود بودند و ما در خواب غفلت ....

 

(2)  و همیشه این سوال در ذهن من بود که چرا باید دانمارک خود را آتش بیار این معرکه قرار دهد ... 

 

+ نوشته شده توسط نگار نقشینه در یکشنبه 28 بهمن1386 و ساعت 23:16 |





Powered by WebGozar

ریحانه عشق