تبليغاتX
زخــم عـتـیـق

زخــم عـتـیـق

بیداری زمان را با من بخوان به فریاد ...

یه سوال :

« ترکیب جمعیتی شهر کراچی از نظر شیعه و سنی بودن چگونه است ؟ »

این سوال رو جدی پرسیدم! خواهش می کنم اگر کسی در این زمینه اطلاعاتی داره بقیه رو هم در جریان بگذاره ...

من به این انفجارات اخیر شهر کراچی شدیدا" مشکوکم ...

چه معنی داره این همه بیگناه پیش مرگ به قدرت رسیدن بی نظیر خانم بشن؟!!...

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 8:3  توسط نگار نقشینه   | 

ما غرق گناهیم ولی پاک سرشتیم

حسرت زده یک وجب از خاک بهشتیم

 

شکرانه زایل شدن حالت اغماء

از خوردن آن میوه ممنوعه گذشتیم!

 

هر چند که ابلیس بسی وسوسه ها کرد

اما چو پری بنده خناس نگشتیم

 

غفلت بکشد یونس جان در دل ماهی

چون غمزه هستی به دل مزرعه کشتیم

 

افسوس که این ماه مبارک به سر آمد

در دفتر اعمال ثوابی ننوشتیم 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مهر1386ساعت 13:8  توسط نگار نقشینه   | 

خبر کسب مقام نخست جهانی توسط نوجوانان ایرانی در المپیاد نجوم اوکراین چنان مسرورم کرد که دلم نیومد درباره این خبر عکس العملی نشون ندم!

ولی چیزی که من رو بیشتر از همه متأسف می کنه اینه که چرا به این رشته در ایران اصلا اهمیتی داده نمیشه؟! چرا چنین رشته مهم و پرطرفداری نباید به عنوان یک رشته دانشگاهی در مقطع کارشناسی مطرح باشه ؟! چرا اصلا صحبتی از این رشته در کتابهای درسی دوره راهنمایی و دبیرستان نمیشه تا نوجوانان علاقه مند به این رشته زودتر به ثمر برسند و راه خود را پیدا کنند ؟! شاید کسی اصلا به مباحث ریاضی و فیزیکی و نسبیتی این رشته که البته بیشتر مربوط به شاخه اخترفیزیک میشه علاقه ای نداشته باشه ولی پتانسیل خوبی در زمینه نجوم آماتوری و علم هیأت باشه ...

البته من که خودم رو اصلا در این زمینه صاحب نظر نمی دونم ولی فقط به خاطر فعالیت کوتاهی که در زمینه نجوم آماتوری داشته ام هنوز وقتی اسم نجوم و اخترفیزیک و رؤیت هلال و ... میاد شاخک هام تکون میخوره و احساس جوونی! می کنم و یاد اون روزای پرخاطره می افتم ... روزایی که برای رسیدن به کلاسهای نجوم چقدر کلاسهای دانشگاهم رو پایین و بالا می کردم و با سرعت برق خودم رو می رسوندم . البته باید اعتراف کنم که نقش استادان بزرگوارم ، حجت الاسلام موحدنژاد و استاد صیاد و استاد قاضی میر سعید در علاقه مند شدن من بی تأثیر نبوده . چون این اساتید علاوه بر نجوم ، در اخلاق و ادب نیز برای من یک الگوی تمام عیار بودند .

یادش بخیر ... رصدهای شبانه مرکز نجوم ( هیچ وقت تصویر زیبای زحل و اون حلقه شگفتی آفرینش از ذهنم پاک نمیشه! ) ، اون روز پرخاطره رصد گذر زهره از روی خورشید ، برنامه ساختن رادیوتلسکوپ در مرکز و گرفتن امواج رادیویی سیاره مشتری که صدای اون امواج عجیب هنوز توی گوشم هست و واقعا اون روز برام از 4 واحد درس معارف بیشتر معرفت داشت! تا چند شب بعد از این اتفاق کلی اهل خونه رو سرکار گذاشته بودم و روی پشت بام آپارتمانمون ...

       

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 20 مهر1386ساعت 1:34  توسط نگار نقشینه   | 

نکته : این مطلب رو خیلی وقت پیش آماده و تایپ کرده بودم . ولی به دلایلی از جمله مسافرت و اشکالی که در فونت وبلاگ به وجود اومده بود و همچنین مشغله هایی که تو این روزها داشتم (و همچنان دارم!!!) فرصت نشد تا روی وبلاگ بگذارم . می دونم که شاید این مطلب رو خیلی ها مدتها پیش شنیده و یا خونده باشن اما چه کنم که این حرفها تو گلوم گیر کرده و باید بگم ! نظر یادتون نره !!!

افاضات جدید مردی با عبای شکلاتی!!!

تردیدی نیست که تفکر انجمن حجتیه برای انقلاب اسلامی یک خطر محسوب می شود و باید جوانان را نسبت به این تفکر انحرافی هوشیار کرد. البته خطر این تفکر در آغاز انقلاب به مراتب بیشتر بود چرا که هنوز حکومت اسلامی شکل نگرفته و تثبیت نشده بود. آنها این گونه تبلیغ می کردند که تشکیل حکومت قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) بر خلاف اهداف انتظار است! ولی امروزه پس از آنکه نهال جمهوری اسلامی به درختی تنومند تبدیل شده و در آستانه سی امین سالگرد پیروزی آن قرار داریم ، دیگر سخن از خطر بزرگ انجمن حجتیه و فراموش کردن خطر تهاجم فرهنگی غرب یک غفلت به نظر می رسد. امروز فریاد انجمن حجتیه از حلقوم لیبرالیزم برخاسته و در لباس و فرم جدیدی اظهار وجود کرده است .

و حالا بشنوید از افاضات جدید جناب سید محمد خاتمی (رئیس جمهور پیشین)؛

خاتمی که مدتها از لیبرالیزم منحط غرب و تجدد غرب تعریف و تمجید کرده و از این دریچه با حکومت دینی مخالفت ورزیده ، اکنون در رویکردی جدید با شعار انجمن حجتیه ، با تشکیل خکومت دینی در جهان مخالفت می ورزد! وی چندی پیش اظهار داشت : « چه کسی گفته که ما رسالت داریم همه دنیا را مسلمان کنیم؟ اگر این طور بود فلسفه ظهور امام زمان (عج) معنی نداشت و حکومت جهانی واحد از آن آن بزرگوار است.» (1) وی در تازه ترین اظهاراتش در شب نیمه شعبان! با تأکید بر همان ادعا با صراحت حکومت جهانی اسلام قبل از ظهور را طاغوت! دانست و گفت : « کار ما عرضه یک الگو است نه داعیه جهانی داشتن. هر پرچمی پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) داعیه جهانی داشته باشد به نام اسلام و غیر اسلام طاغوت است، ما مسلمانان قیم دنیا نیستیم.» (2) [!!!]                                                      

حتما ادامه مطلب رو بخونین ! 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386ساعت 0:52  توسط نگار نقشینه   | 

               

+ هدیه روز قدس !  

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 مهر1386ساعت 8:49  توسط نگار نقشینه   | 

کاش در خلوتم امشب تو فقط بودی و من            

آگه از این دل پر تب تو فقط بودی و من

 

کاش هنگام دعا لب زمیان بر می خاست

بی میانجیگری لب تو فقط بودی و من

 

روزها کاش نبودند و همه دم شب بود

شب بی اختر و کوکب ، تو فقط بودی و من

 

کاش حتی دو ملک را ز برم می بردی

در حرم خانه ام امشب تو فقط بودی و من

 

من هم از سینه دل هرزه برون می کردم

این دل صد دله ، یا رب تو فقط بودی و من

 

واژه نامحرم و دل هرزه و لب بیگانه است

کاش بی واسطه هر شب تو فقط بودی و من

 

فاش گویم غم دل : کاش خدایا دائم

من بدم از تو لبالب ، تو فقط بودی و من...

 

 

 

 

 

 

 

 

امشب شب قدر است و من عجیب به یاد اولین دیدارم از مسجد الحرام و کعبه افتادم ...

اون طوافی رو که با مناجات حضرت امیر (ع) انجام دادیم و سعی صفا و مروه رو دعای جوشن کبیر خوندیم ...

خوش به حال کسانی که چنین شبی رو در مسجد الحرام احیا میگیرن و رو در روی کعبه به نیایش مشغولن ...

التماس دعا فراوان دارم . فراموشم نکنین !!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 22:16  توسط نگار نقشینه   | 

مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود .

ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است.

کنجکاو شد و پرسید:« ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟  »
جواب داد:« برای اسارت آدمیزاد
!
طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان،

طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند؛»

سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت
:
« اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند. »
مرد گفت : « طناب من کدام است ؟
 »
ابلیس گفت :« اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم
،
خطای تو را به حساب دیگران می گذارم... »

مرد قبول کرد.
ابلیس خنده کنان گفت
:

«عجب ! با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت... »

 

+ خدا جونم منو می بخشی ؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 13:30  توسط نگار نقشینه   |