تبليغاتX
زخــم عـتـیـق

زخــم عـتـیـق

بیداری زمان را با من بخوان به فریاد ...

ای دوست بدان که :« رجب » نام نهری است در بهشت که از شیر سفید­تر است و از عسل شیرین­تر.

پس هر کس روزی از ماه رجب را روزه بگیرد، از آن نهر سیراب خواهد شد.

به فرموده پیامبر گرامی: « ماه رجب، ماه خداست در غایت حرمت و فضیلت. اگر کسی روزی از این ماه را روزه بگیرد خدای را خشنود و شعله غضب الهـی را خامـوش نموده است و دری از درهای جهنم به روی او بستـه می شود. ماه رجب ماه استغفار امت من است. رجب را اصّب نیز نامیده­اند زیرا که در این ماه، رحمت خدا بر امت من ریزش می یابد.»

در صحرای محشر که همه دلها نگران و همه چشمها اشکباراست، آوائی در گوش­­ها طنین می اندازد که: « این الرّجبیون » کجایند کسانی که ماه رجب را محترم شمرده و اعمالی از آن ماه را انجام داده اند. و بدین ترتیب آن افراد، از دیگران جدا شده و به رضوان الهی داخل می شوند.

باشد که ما نیز فردای محشر ، مشمول رحمت و غفران الهی واقع گردیم...

+اعمال ماه مبارک رجب

التماس دعا . 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 15:11  توسط نگار نقشینه   | 

 باور کن! باور کن که رفته­ام. باور کن که تنها مانده­ای. باور کن که بی"فاطمه"شده ای. این را باور کن. باید باور کنی و می­دانم که حق داری اگر نمی­توانی باور کنی. من هم باور نکرده­ام آن روز را که تو آمدی و کنارم نشستی و گفتی که سلامت را جواب نمی­دهند و چقدر برایم سخت بود.

در دریای چشم­های طوفانیت غرق بودم و بغض گلویم را گرفته بود و در دل بارها سلام تو را جواب دادم تا بدانی که هنوز هستم... که دست مجروحم را به کمک دست دیگرم بالا بیاورم و اشک از چشم تو پاک کنم. هنوز هستم که سرم را به زانو بگیری و درد دل کنی و من پهلویم درد بگیرد و رویم نشود با تو حرفی بزنم...

علی! من فاطمه ام... همان فاطمه­ای که شبها او را با خود می­بردی و از مهاجر و انصار کمک می­خواستی و صد افسوس که حقیقت را بر مصلحت ترجیح ندادند و به غار خزیدند و خورشید را به فراموشی سپردند.

علی! امشب دیگر با تو می­گویم... می­گویم که شب­ها از درد خوابم نمی­برد و حتی یکبار فریاد نزدم که مبادا از فریادم احساس غربت کنی و تنهایی­ات بیشتر شود. می­دانی چرا اینقدر مرگ فاطمه­ات به تأخیر افتاد؟! به خاطر تو... به خاطر تویی که تنها شده­ای. تویی که امشب زانوهایت تا شده­اند و کنار قبر من نشسته­ای و انگار فراموشت شده است که حسین خوابش نبرده است و تنهای تنها! هم ناله چاه و نخلستان!  

حق داری... حق داری که انگشت­هایت را در خاک­های تازه قبری فرو کنی و بر آن چنگ بزنی. حق داری... و سلمان و اباذر و مقداد حق دارند که ناله علی را بشوند و ماه حق دارد که چهره­اش را بپوشاند و خاک قبرم را تاریک کند و نگذارد که کسی اشک تو را ببیند. حق داری! " حق " با توست و تو با "حقی" ...

و باور نکن... باور نکن اگر می­گویند تو را "جنین در خود پیچیده ".تو جان فاطمه­ای! تو هستی فاطمه­ای! آرامش فاطمه ای ... گنج فاطمه ای و من امشب چگونه بی تو بودن را تحمل کنم؟ گریه کن! اما نه بر خود که بر منبر فاطمه که بی­علی شده است. بر من که بی تو شده­ام. علی من! یادت هست که تنها بودم؟

در کوچه بنی­هاشم را می­گویم، آن روز تلخ. می­دانم که یادت هست. هنوز دیر زمانی نگذشته است. آن روز حتی سلمان و اباذر و دیگران را هم به کمک نخواستم تا ثابت کنم که با پهلوی شکسته و با دست مجروح و صورت سیلی خورده هم نباید دست از امام زمان کشید. "تنها" دفاع کردم تا بدانند که در آن کوچه یک نفر هم به کمک من و تو نیامد.

... و پوشاندم صورتم را از نگاهت و پهلوی مجروحم را از چشم زینب و اشک­هایم را از حسن و حسین. آن شب که ام­کلثوم آرام کنارم آمد و صورتم را بوسید. چشم باز نکردم و گذاشتم فکر کند که مادر را غافلگیر کرده است.

... اما تو فهمیدی. این را از نگاهت دانستم. از زود به خانه آمدنت و تا دیر وقت بیدار ماندنت. از نگاه­های نگرانت و از چشم­های عذرخواهت که این همه را از خود می دیدی... اما اینها از تو نبود." به خاطر تو " بود. این دو با هم فرق دارند.

علی دلم می­خواهد تا صبح با تو حرف بزنم و درد دلم را بگویم. اما باید بروی که حسین بهانه مرا گرفته است و زینبم کوچکتر از آن است که آرامش کند! برو... دست خدا و اشک فاطمه به همراهت... دل فاطمه به همراهت ...

علی من! مهربان فاطمه! خدانگهدار...

 

            

+سخنرانی حضرت فاطمه زهرا(س) در مسجد مدینه-قسمت اول

+سخنرانی حضرت فاطمه زهرا(س) در مسجد مدینه-قسمت دوم

+واقعه غمبار فدک...

+زخمهای گل شقایق(ویژه نامه شهادت حضرت زهرا(س))

+ نوشته شده در  شنبه 18 خرداد1387ساعت 1:1  توسط نگار نقشینه   | 

این نه یک داستان است و نه یک توهم ، این یک حقیقت است (1) :

یکی از ویژگی های مهم یهودیان که در قرآن بارها به آن اشاره شده است" کشتن انبیاء الله " است . (2) و عجیب آنکه کشتن پیامبران آنقدر در بین آنها معمول شده بود که صورت طبیعی به خود گرفته بود . چنانچه در روایات است که یهود مابین طلوع فجر تا طلوع آفتاب! هفتاد پیامبر را سر می بریدند و سپس دکانهای خود را باز می کردند . مثل اینکه هیچ اتفاقی نیافتاده است . (3) از جمله پیامبرانی که به دست یهود به قتل رسیدند « یحیی(ع) » و « زکریا(ع) » بودند که فقط به خاطر اینکه آنها را از فحشاء ومنکرات منع می کردند مستحق قتل شدند ! بنی اسرائیل حتی نقشه قتل هارون ( برادر حضرت موسی(ع) یا به قول خودشون موشه ربنو! ) را نیز در سر داشتند و برای عیسی (ع) چوبه های دار نصب کردند و...

و از همه شنیع تر اینکه آنها حتی پیامبر اسلام را نیز شهید کردند . چنانچه در تواریخ می نویسند :

« پس از فتح خیبر (4) ، همسر یکی از یهودیانی که به ظاهر اسلام آورده بود ( سلام بن مشکم ) ، طعامی از گوشت گوسفند مهیا کرده و به خدمت رسول اکرم (ص) فرستاد . پیامبر که هیچ وقت عادت نداشتند غذا را تنها میل کنند یکی از یاران خود به نام بشر بن براء را نیز دعوت به طعام کرد . بشر هم دست برده و قطعه ای از گوشت را تناول کرد . اما همین که پیامبر گوشت را در دهان خود گذاشتند و مقداری از آن را جویدند، یک مرتبه لقمه را از دهان انداخته و فریاد زدند :"به خدا قسم که این گوشت به من خبر می دهد که او مسموم است ." ولی آن زهر آنقدر قوی بود که بشر را در همان جا به قتل رسانید و پیامبر را پس از چند هفته بیماری شهید کرد ... معروف این است که پیامبر در کسالت وفات خود می فرمود :" این بیماری از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی پس از فتح برای من آورد ." زیرا اگر چه پیامبر اولین لقمه را بیرون انداخت ولی آن زهر خطرناک با آب دهان پیامبر مخلوط شده و روی دستگاه های بدن آن حضرت اثر خود را گذاشت ...(5)

 

السلام علیک یا حسن ابن علی

السلام علیک یا رسول الله

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهادت جانسوز پیامبر اعظم(ص) و سبط اکبرش حضرت امام حسن مجتبی(ع) بر تمامی شیعیان و دوستداران آن بزرگواران تسلیت باد .

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

(1) : منبع این مطلب : کتاب " دنیا بازیچه یهود " نوشته آیت الله سید محمد شیرازی

(2) : بقره 87 – بقره 91 – مائده 70 و ...

(3) : قصص الانبیاء

(4) : خیبر نام قلعه یهودیانی است که پیامبر در این غزوه آن را محاصره کرده بودند .

(5) : موقوف علماء الاسلام من الیهود ص 29 و مکتب اسلام شماره 3 سال نهم ص 162

 

 

 دم غروبی بغض سنگینی گلوم رو گرفته . عجیب یاد اون روز افتادم ! یاد اون روزی که بعد از اقامه نماز صبح در حرم پیامبر به همراه بچه های کاروان و حاج آقا رفتیم به سمت محل سقیفه ! عجب جایی بود . تو اون آب و هوای گرمی که یه بوته کوچک هم دوام نمیاره باغی ساخته بودند پر از درخت های بزرگ و گل های خوشگلی که تو تهرانش به زور گیر میاد ! از خود باغ که بگذریم کوچه های اطرافش چقدر تزیین شده و فانتزی بودند . خوب البته باید هم این طور می بود . از این محل وهابیون خاطره خوبی دارن! ولی نمی دونین که آدم اونجا چقدر دلش میگیره . اولین باری بود که از دیدن چنین منظره به ظاهر زیبایی! احساس تنفر می کردم ... و چقدر حاج آقا قشنگ حرف می زد . طوری که دو ساعت تمام بدون هیچ گونه احساس خستگی روی پا نشسته و سراپا گوش بودیم ...هنوز لغت به لغت حرفاش یادمه !

 

به نظر من شهادت پیامبر و ماجرای ثقیفه یکی از اون زخمهای عتیقه که آدم باید تا آخر عمرش برای اون سوگواری کنه ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 18:9  توسط نگار نقشینه   | 

سلام بر ساکن کربلا !

سلام بر آنکه فرشتگان آسمان بر او گریستند ؛

سلام بر آنکه نسل او همه از پاکانند ؛

 سلام بر سرور و سالار دین ؛

سلام بر آن گریبان های دریده ؛

سلام بر آن لبان خشکیده ؛

سلام بر آن جان های بلا رسیده ؛

سلام بر آن جسد های عریان مانده ؛

سلام بر آن پیکرهای تغییر رنگ یافته ؛

سلام بر آن خون های جاری ؛

سلام بر آن اعضای قطعه قطعه پیکرها ؛

سلام بر آن سرهای بالای نیزه رفته ؛

سلام بر آن زنان بیرون آمده از خیام حرم ؛

سلام بر حجت پروردگار عالمیان ؛

...

سلام بر تو ای مولای من !

و برفرشتگانی که بر گرد گنبد بارگاهت پرواز می کنند و بر اطراف تربت مزارت می گردند و در صحن و سرای آستانت طواف می کنند و برای زیارت تو وارد گشته اند .

سلام بر تو !

من به سوی تو رو کرده ام و امید رستگاری در پیشگاه تو دارم .

سلام بر تو !

سلام کسی که به حرمت تو آشناست ، و در ولایت و دوستی تو اخلاص می ورزد و با محبت تو به سوی خدا تقرب می جوید و از دشمنان تو بیزار است .

سلام کسی که قلبش از مصیبت تو جریحه دار و اشکش به هنگام یاد تو جاری است .

سلام کسی که در غم عزای تو مصیبت زده و اندوهگین و سر گشته و بیچاره گشته است .

سلام کسی که اگر با تو در کربلا می بود با جانش از تو در مقابل تیزی شمشیرها محافظت می نمود و نیمه جان ناقابلش را برای حفظ تو به چنگال مرگ می بخشید و در پیشگاهت جهاد می کرد ...

 

پس اگر روزگارن مرا به تأخیر انداختند و تقدیر الهی مرا از یاری تو بازداشت و نبودم تا با آنانکه با تو می جنگیدند بجنگم و با آنانکه به دشمنی تو برخاستند به دشمنی برخیزم (در عوض ) هر صبح و شام بر تو ندبه و زاری می کنم و بر تو به جای اشک ، خون گریه می نمایم . از روی حسرت بر تو و از سر سوز و تأسف بر مصیبت هایی که بر تو وارد گشت ؛ تا آن زمان که در اثر سوز جانفرسای مصیبت و غصه جانکاه و اندوه فراوان ، جان سپارم ...

 

                                                                                        فراز هایی از زیارت ناحیه مقدسه ۱

 

                        ... این الطالب بدم المقتول الکربلاء !

 

نمی دونم یادتون هست یا نه ؟! قرار عاشورایی مون رو می گم که از نیمه شعبان شروع کردیم و امروز یعنی روز اربعین آخرین روز قرار بود ... مهم نیست چند نفر یادشون موند و تا آخر قرار با ما بودن. مهم اینه که نگذاریم زیارت عاشورا برامون تکراری بشه ...

 همین !!! 

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 (1) این زیارتنامه و یا به عبارت بهتر اشکواره ای است از سوی امام عصر (عج) بر مصیبت جدش حضرت سیدالشهدا (ع) ، که طبق روایاتی مستند و محکم بر یکی از نواب خاصه آن حضرت وارد شده است . و در مفاتیح الجنان نیز آمده است . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 9:23  توسط نگار نقشینه   | 

 دیروز یعنی 18 محرم ، سالروز یکی از مهمترین وقایع تاریخی صدر اسلام بود . واقعه ای که در سال دوم هجرت پیامبر به مدینه در مسجد "بنی سالم " اتفاق افتاد و خداوند از آن به  " منت گذاشتن " بر مسلمانان تعبیر می کند ...

 و آن واقعه مهم « تغییر یافتن قبله مسلمین از بیت المقدس ( مسجد الاقصی ) به سمت کعبه ( مسجدالحرام ) » است ...

 

و حالا این مسجد به مسجد " ذوقبلتین " معروف شده و یکی از اماکن مقدس و تاریخی به شمار می رود .

یکی از نکات قابل توجه در این ماجرا این است که این نماز پیامبر، تنها نماز در تاریخ اسلام است ( و خواهد بود ) که در دو رکعت از نماز ، امام جماعت جلوی مأمومین و دو رکعت دیگر از همان نماز ، مأمومین جلوی امام جماعت قرار گرفتند ... و همچنان نماز به جماعت برگزار شد .  

 

            مسجد ذوقبلتین 

 

عکس بالا مسجد ذوقبلتین رو نشون میده که در سفر عمره دانشجویی که تابستان 85 داشتم این عکس رو گرفتم . این هم نمایی از قسمت داخلی مسجد و دو محرابی که یکی به طرف کعبه و دیگری به سوی مسجدالاقصی است . البته محرابی که به سمت مسجدالاقصی بوده در سالهای اخیر تخریب شده و تنها کتیبه ای از آن به جا مانده .

 

محراب به سوی بیت المقدس

محراب به سوی کعبه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 از کادر بندی عکس ایراد نگیرین که عکسی که آدم از روی بلندی و سر و کول مردم بگیره بهتر از این نمیشه ! بیچاره ساره که دستهاش رو قلاب کرده بود و من رفته بودم روی دوشش تا بتونم از بالای اون حفاظی که برای خانمها در طبقه بالای مسجد گذاشته بودن بالا برم . آخه داشتیم از فضولی می مردیم ! اصلا چه معنی داشت خانمها چنین محرابهای تاریخی و زیبا رو نمی دیدن ؟! این نکته رو هم باید اضافه کنم که این شیطونی ها رو با کشیک دادن چند نفری از بچه ها در اطرافمون انجام دادیم و گرنه از اون شرطه های وحشتناک زنی که اونجا بودن همون کتکی رو می خوردیم که تو مسجدالنبی من و ساره نوش جان کردیم !!! (عجب مزه ای داشت !!! با اون ضربه ای که به شکممون زدن تا چند ساعت دولا دولا راه می رفتیم ...) با این تفاوت که اونجا جرممون خوندن نماز روی مهر کربلا در قسمت روضه النبی بود و اینجا عکس گرفتن با فلاشششش !!!

 

اما بعد ...

ماجرای تغییر قبله مسلمین بعد از سیزده سال و اندی چه بود ؟ چرا خداوند از همان اول قبله مسلمانان را کعبه قرار نداد ؟ پس تکلیف نماز هایی که قبلا مسلمین به سمت مسجدالاقصی خوانده بودند چه می شد ؟ ...

 

برای بیگیری ماجرا ادامه مطلب را بخوانید  ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 23:3  توسط نگار نقشینه   | 

بسم رب الحسین (ع) ...

این داغ حسین است بر خانه عالم

این خون حسین است بر پهنه عالم

این نور روانی که ز عرش تا به فرش است

اشک دردانه زهراست بر گونه عالم ...

 

انتظار در کربلا آمد به دست

غطر یاد نینوا آمد به دست

یک عطش در سینه اصغر شده

سوگ لیلا در خفا آمد به دست ...

باز هم محرم از راه رسید . دوباره لباس مشکی و عزاداری و نذری و دسته و علم و سخنرانی و ... و اشک و اشک و اشک ...

خدا کنه محرم امسال رو بتونیم درک کنیم .

خوندن این وبلاگ تو محرم حال و هوای خاصی داره :

 سید امیر حسین میر حسینی : یا ابالفضل ای تمام هستی ام / من به عشق تو فقط شاعر شدم

در ضمن این دو رباعی بالا رو امشب خواهرم ( سایه روشن ) سروده . لطفا دوستان و عزیزانی که دستی در شعر و شاعری دارن با نظرات سازنده شون این آبجی شاعر ما رو یاری کنن ... 

التماس دعای فراوان ... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 دی1386ساعت 2:7  توسط نگار نقشینه   | 

مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود .

ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است.

کنجکاو شد و پرسید:« ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟  »
جواب داد:« برای اسارت آدمیزاد
!
طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان،

طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند؛»

سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت
:
« اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند. »
مرد گفت : « طناب من کدام است ؟
 »
ابلیس گفت :« اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم
،
خطای تو را به حساب دیگران می گذارم... »

مرد قبول کرد.
ابلیس خنده کنان گفت
:

«عجب ! با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت... »

 

+ خدا جونم منو می بخشی ؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 13:30  توسط نگار نقشینه   | 

 

به این خبر توجه کنین :

 

مسئولان دولت ایتالیا با تبدیل ساختمان مجاور یک کلیسای کاتولیک به مسجد در رم مخالفت کردند .

به گزارش بی.بی.سی این مسجد قرار بود ماه آینده در یک قسمت پر جمعیت و چند نژادی در مرکز پایتخت ایتالیا شروع به کار کند .

سیاستمداران راستگرای محلی از اقدام پلیس برای جلوگیری از تبدیل ساختمان به مسجد قدردانی کردند!

قرار بود این مسجد در تپه اسکوییلین ، یکی از 7 تپه رم باستان ، افتتاح شود . در این محل در حال حاضر 7 کلیسای کاتولیک ، یک معبد بودایی ، یک کنیسای یهودیان ، یک مرکز عبادت زن و یک کلیسای ایوانجلیکای چینی وجود دارد .

در شهر رم فقط 3 مسجد و 3 مرکز اسلامی وجود دارد ...

 

حالا احساس خودتون رو بعد از خوندن این خبر بیان کنین ... لطفا !!! 

 

منبع خبر : سایت بی.بی.سی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 15:48  توسط نگار نقشینه   |