این نه یک داستان است و نه یک توهم ، این یک حقیقت است (1) :
یکی از ویژگی های مهم یهودیان که در قرآن بارها به آن اشاره شده است" کشتن انبیاء الله " است . (2) و عجیب آنکه کشتن پیامبران آنقدر در بین آنها معمول شده بود که صورت طبیعی به خود گرفته بود . چنانچه در روایات است که یهود مابین طلوع فجر تا طلوع آفتاب! هفتاد پیامبر را سر می بریدند و سپس دکانهای خود را باز می کردند . مثل اینکه هیچ اتفاقی نیافتاده است . (3) از جمله پیامبرانی که به دست یهود به قتل رسیدند « یحیی(ع) » و « زکریا(ع) » بودند که فقط به خاطر اینکه آنها را از فحشاء ومنکرات منع می کردند مستحق قتل شدند ! بنی اسرائیل حتی نقشه قتل هارون ( برادر حضرت موسی(ع) یا به قول خودشون موشه ربنو! ) را نیز در سر داشتند و برای عیسی (ع) چوبه های دار نصب کردند و...
و از همه شنیع تر اینکه آنها حتی پیامبر اسلام را نیز شهید کردند . چنانچه در تواریخ می نویسند :
« پس از فتح خیبر (4) ، همسر یکی از یهودیانی که به ظاهر اسلام آورده بود ( سلام بن مشکم ) ، طعامی از گوشت گوسفند مهیا کرده و به خدمت رسول اکرم (ص) فرستاد . پیامبر که هیچ وقت عادت نداشتند غذا را تنها میل کنند یکی از یاران خود به نام بشر بن براء را نیز دعوت به طعام کرد . بشر هم دست برده و قطعه ای از گوشت را تناول کرد . اما همین که پیامبر گوشت را در دهان خود گذاشتند و مقداری از آن را جویدند، یک مرتبه لقمه را از دهان انداخته و فریاد زدند :"به خدا قسم که این گوشت به من خبر می دهد که او مسموم است ." ولی آن زهر آنقدر قوی بود که بشر را در همان جا به قتل رسانید و پیامبر را پس از چند هفته بیماری شهید کرد ... معروف این است که پیامبر در کسالت وفات خود می فرمود :" این بیماری از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی پس از فتح برای من آورد ." زیرا اگر چه پیامبر اولین لقمه را بیرون انداخت ولی آن زهر خطرناک با آب دهان پیامبر مخلوط شده و روی دستگاه های بدن آن حضرت اثر خود را گذاشت ...(5)


شهادت جانسوز پیامبر اعظم(ص) و سبط اکبرش حضرت امام حسن مجتبی(ع) بر تمامی شیعیان و دوستداران آن بزرگواران تسلیت باد .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
(1) : منبع این مطلب : کتاب " دنیا بازیچه یهود " نوشته آیت الله سید محمد شیرازی
(2) : بقره 87 – بقره 91 – مائده 70 و ...
(3) : قصص الانبیاء
(4) : خیبر نام قلعه یهودیانی است که پیامبر در این غزوه آن را محاصره کرده بودند .
(5) : موقوف علماء الاسلام من الیهود ص 29 و مکتب اسلام شماره 3 سال نهم ص 162
دم غروبی بغض سنگینی گلوم رو گرفته . عجیب یاد اون روز افتادم ! یاد اون روزی که بعد از اقامه نماز صبح در حرم پیامبر به همراه بچه های کاروان و حاج آقا رفتیم به سمت محل سقیفه ! عجب جایی بود . تو اون آب و هوای گرمی که یه بوته کوچک هم دوام نمیاره باغی ساخته بودند پر از درخت های بزرگ و گل های خوشگلی که تو تهرانش به زور گیر میاد ! از خود باغ که بگذریم کوچه های اطرافش چقدر تزیین شده و فانتزی بودند . خوب البته باید هم این طور می بود . از این محل وهابیون خاطره خوبی دارن! ولی نمی دونین که آدم اونجا چقدر دلش میگیره . اولین باری بود که از دیدن چنین منظره به ظاهر زیبایی! احساس تنفر می کردم ... و چقدر حاج آقا قشنگ حرف می زد . طوری که دو ساعت تمام بدون هیچ گونه احساس خستگی روی پا نشسته و سراپا گوش بودیم ...هنوز لغت به لغت حرفاش یادمه !
به نظر من شهادت پیامبر و ماجرای ثقیفه یکی از اون زخمهای عتیقه که آدم باید تا آخر عمرش برای اون سوگواری کنه ...
