وقتی با کسی که دوستش داری و دل در گرو مهرش نهادهای پیمان میبندی گویی تمام وجودت با آن پیمان قفل میخورد. انگار که آن پیمان حد زنده بودن توست. این پیمان که با محبوب بستهای قاب بلوری میشود به دور زندگیت که اگر بشکنیاش گویی زندگی خود را به بازی گرفتهای. تا پای جان، با تمام توان بر سر پیمانت هستی و هرگز آن را از خاطر نمیبری...
و چه پیمانی زیباتر، محکمتر و واقعیتر از پیمان انسان با محبوبش!
و رمضان زیباترین زمان پیمان با محبوب است. آن روز که همه اول تا آخر جمع شدند و در جواب « الست بربکم » آری گفتند و عهد بستند که او را به خدایی باور کنند؛ اطاعتش کنند و غیر او را هرگز نپرستند. همه با هم پیمان بستند که فقط بنده خدا باشند. چه زیبا، چه باشکوه و چه پیمان گرانقدر و سودمندی!

بارالها! ما را از آنانی قرار ده که عهد تو را نشکستند. عزیزا! ما را از آنانی بشمار که با پیمان تو آمدند و با وفای به عهد رفتند و به رستگاری رسیدند. از آنان که در این آشفته بازار دنیا پیمان تو را به متاعی ناچیز و کم ارزش نفروختند، که سودها کردهاند.
مهربانا! تو یاریمان کن تا بر سر پیمان بمانیم و از آنانی نباشیم که عهدشان را از یاد بردهاند. عزیزا! تو خود گفتی که اگر ما به عهد خود وفا کنیم و تو را بندگی کنیم تو نیز به عهد خود در قیامت وفا می کنی و پناهمان میشوی. رحیما! گفتی که هر کس به عهد خود وفا کند پاداشی گرانقدر نزد تو دارد. ای عطوفت یگانه! در این وفای به عهد نیز از خودت یاری میخواهیم . تو مخواه که عهد تو را بشکنیم و پیمانت را به فراموشی بسپاریم ...
