تبليغاتX
زخــم عـتـیـق - زنان عاشورایی 2

زخــم عـتـیـق

بیداری زمان را با من بخوان به فریاد ...

«جواهر چاغلایان» ؛ دکتر جواهر چاغلایان

این فرد رو می شناسین؟ قطعا جوابتون منفی است! چون اصلا تا به حال این نام به گوشتون هم نخورده...

البته این بار تقصیر متوجه ما نیست. چون نه تنها رسانه­های جمعی ایران و کشورهای اسلامی دیگه از ماجرای این دختر مظلوم خبری منتشر نکردند، بلکه غولهای رسانه­ای جهان هم که ادعا دارند هیچ خبری،از پیدا شدن گونه ناشناخته­ای از حشره در جنگل­های آمازون گرفته تا پرتاب شدن ماهواره­های جاسوسی از ایستگاه­های سری در قزاقستان و ... از ذره بین خبرگزاری اونها در­نمیره هم از این موضوع حتی تیتری نزدند. اگر باور ندارین یه سرچ تو این خبرگزاری ها(از جمله cnnو bbc و ...) انجام بدین تا خودتون متوجه بشین...

و اما ماجرای دردناک شهادت این دختر مظلوم و مسلمان؛

«جواهر چاغلایان» در سال 1980 در ترکیه و در خانواده­ای لاییک یه دنیا آمد و مثل همه فرزندانی که در یک خانواده با طرز فکر خاص بزرگ می شوند تحت تاثیر آموزه­های لاییکی خانواده­اش بود. اما گویا زندگی جواهر طور دیگری رقم خورده بود و شد آنچه باید میشد...

از سال 1996، یعنی از شانزده سالگی بود که آموزه­های لاییکی و بی­اساس خانواده­اش دیگر نمی­توانست روح بلند و فطرت پاک و باایمان او را ارضا کند و از همان زمان بود که به مخالفت با تفکرات انحرافی و التقاطی خانواده­اش برخاست و آنها را مورد انتقاد قرار داد. خانواده او که از متعصبان لاییک ترکیه بودند و توان پاسخگویی به پرسش­های معقول و ارزشمند جواهر را نداشتند شروع به مسخره کردن و بی­اعتنایی به او کردند. کم­کم این بی­اعتنایی خانواده منجر به طرد او از طرف خانوده­اش شد. اما جواهر راه خود را پیدا کرده بود. او به دین مبین اسلام مشرف شده و برای اینکه با آزادی و با رعایت حجاب بتواند به ادامه تحصیل بپردازد به خارج از کشور رفت و در رشته پزشکی فارغ التحصیل شد. سپس به ترکیه برگشت و در مطب کوچکی به کار طبابت مشغول شد.

اما جواهر همچنان مورد آزار و اذیت خانواده­اش و مخصوصا پدر لاییکش قرار داشت. او با وجود مسخره کردن­ها و آزار و تهدیدهای لاییک­ها و مخصوصاً خانواده و شخص پدرش، مقاومت کرده و با رعایت حجاب به طبابت خود مشغول بود. تا اینکه یک روز پدر بی­دین و سفاکش با اسلحه وارد مطب او شد و او را تهدید کرد که اگر حجاب خود را برندارد به او شلیک خواهد کرد. جواهر ابتدا مقاومت کرد و سعی به آرام کردن پدر داشت. اما وقتی با پافشاری پدرش مواجه شد از مطب خود فرار کرد و وارد خیابان شد. اما پدر لاییکش دست بردار نبود و به دنبال او به خیابان رفت و چند لحظه بعد ...

با صدای شلیک گلوله­ای، این جواهر مظلوم و بیگناه بود که آرام بر زمین افتاده و خون پاکش پیاده رو را رنگین کرده بود...این هم خنده پیروزمندانه پدر لاییک!

البته ناگفته نماند که چند نفری هم از عابرین که در این میان سعی در دخالت ماجرا داشتند زخمی شدند. اما پدر جاهل و بی­دین جواهر برای از بین بردن ننگ خانواده­اش دست به هر کاری می­زد...

اما تکته جالب­تر اینکه در این میان تنها رسانه­های ترکیه این خبر را به شکل یک قتل خانوادگی منعکس کردند و دردناکتر از آن در یک برنامه تلویزیونی که مجری آن نیز یک فرد لاییک و دائم الخمر است با اشاره به این خبر آن را این گونه بیان کرد :" اسلامی که خاواده ای را ویران کرد!!!..."

«دکتر جواهر چاغلایان» دختر مسلمان و محجبه­ای بود که فدای عقیده­اش شد و قطعاً خون این دختر بیگناه و مظلوم تا ابدالدهر از دست لاییک­هایی که مسبب شهادت وی شدند پاک نخواهد شد. البته جواهر اولین دختری نیست که فدای حجاب و عقیده­اش شد و آخرین آنها هم نخواهد بود. نمونه­های بسیاری از دختران مسلمان ترکیه ای هستند که برای اینکه بتوانند با آزادی و با رعایت حجاب به تحصیل بپردازند مجبور به هجرت می­شوند. از جمله آنها رومیا یکی از دوستان ترکیه­ای بنده که در همایش همبستگی دانشجویان مسلمان با او آشنا شدم و در دانشگاه علوم پزشکی قزوین در رشته داروسازی تحصیل می­کرد و نیز فاطیما که دانشجوی دندانپزشکی بود و او نیز اهل ترکیه و...

در ادامه شما رو به خواندن ماجرای جواهر و درددل های یکی دیگر از این دختران مسلمان ترکیه­ای(زهرا نور) با این شهیده دعوت می کنم : حجاب پرچم پرافتخار زن مسلمان

روحش شاد و راهش پررهرو باد ...

و نیز از این دست: +

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 22:59  توسط نگار نقشینه   |